• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

قرآن کریم سراسر تفکر یا دعوت به تفکّر است و خداوند در آیات بسیاری امر به تفکّر و  تدبر کرده است این امر در قرآن به راههای مختلف تذکر داده شده . 
چنانکه مشاهده می شود . آیا دانایان و نادانان یکسانند؟ مسلم است که دانایی ثمره تفکّر است و علم نورانی نتیجه تفکر حقیقی . ملاحظه می شود که در بیش از سیصد آیه مردم به تفکّر و تذکّر و تعقّل دعوت شده اند و یا به پیامبر (ص) استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بین بردن باطلی می آموزد فضیلت و جایگاه تفکّدر 
آن حضرت دائم در تفکّر بود و هیچ کاری را بدون تفکّر انجام نمی داد در همۀ امور تدبّر و تأمل داشت . «یحزن لسانه الّا فیما یعنیه » 
////// خود را از سخنان بی مورد باز می داشت و تنها به جا سخن می گفت انسانی که اهل تفکر باشد اهل سخنان بی فایده نیست و الینه لازم تفکّر سکوت است حضرت حسین (ع) گوید از پدرم پیرامون سکوت رسول خدا (ص) سوال کردم فرمود سکوت آن حضرت بر چهار مبنی بود : بردباری –دور اندیشی –اندازه نگاهداری و تفکّر سکوتش در اندازۀ نگاهداری از آن باب بود که همه مردم را به یک چشم ببیند و به گفتار هه به یک نحو گوش دهد اما سکوتش در تفکر آن بود که در چیزهای باقی و فانی فکر می کرد و بردباری و شکیبایی برای او با هم جمع شده بود و به همین جهت هیچ چیز او را به خشم نمی آورد و بر نمی انگیخت . 
ثمرات فکر 
ثمرات و پیامدها و نتایج فکر بسیار است و به طور کلی ثمره فکر علم و احوال و اعمال است اما محصول ویژه فکر همان علم است اگر علم در قلب  حاصل شود حاصل قلب عوض می شود اعمال اعضا و جوارح تغییر می یابد چراکه عمل تابع حال قلب است حال هم تابع علم است علم نیز تابع فکر . قرآن کریم دعوت به تفکّر در مجاری گوناگون و اساسی می نماید از وجه 
الف-انسان شناسی -«ما او را از آب نطفه مختلط آفریدیم و او را شنوا و بیان کردیم . 
«ما از اوییم و به سوی او باز می گردیم » و از امیرالمونین نقل شده است . شناخت خود سودمندترین شناختهاست . 
ب-جهان شناسی : «و فی الارض آیات للموقنین » در زمین نشانه هایی است برای اهل یقین به حقیقت در گردش شب و روز بلکه در هر چیزی که خدا در آسمانها و زمین خلق فرموده برای اهل خرد و تقوا علامت و نشانه های خدا پدیدار است . 
به بیان امام خمینی : همه عالم اسم الله است . تمام عالم چون اسم نشانه است همۀ موجوداتی که در عالم هستند اینها نشانه ذات مقدس حق تعالی هستند منتها نشانه بودنش را بعضیها می توانند به عمقش برسند که این جور نشانه است و بعضی هم به طور اجمالی می توانند بفهمند که نشانه چیست تاریخ شناسی و شناخت سنن و قوانین تاریخ : تاریخ گذشتگان را بیان کن باشد که در آن تفکّر کنند . 
قرآن کریم به گردش در زمین و نگرش به تحوّلات تاریخی و کسب اعتبار دعوت می کنند و روشن است که عبرت جز در سایه تفکّری عمیق میسر نیست . 
قرآن اساساً بیان تاریخ را برای تفکّر و منبع آن می شمارد قرآن کریم زندگی گذشتگان و فراز و نشیب حیات آنان و دقت در علل عظمت و انحطاطشان را از موضوعات مهم تفکر می داند . 
حرّیت 
حریّت در اسلام به معنای از بیگانه رستن و به دوست پیوستن است طوق بندگی غیر خدا را باز کردن و بسته کمند محبوب گشتن . انسان آنگاه که به رستگاری می رسد و از دنیا آزاد می شود از خود خلاصی می یابد و عبد می شود محّر می گردد. آنکه هیچ تعلّقی از تعلّقات عالم او را اسیرش نکرده است . 
سیرۀ پیامبر اکرم (ص) سیره حریت است و شأن او آزاد کردن انسان از همه غُلها و زنجیرهای اسارت تاحّر تربیت نماید . 
حریت چیست و چه تفاوتی با آزادی در معنای متداول دارد ؟ 
واژه آزادی به معنایی که امروز متداول است بیش از چند قرن از عمرش نمی گذرد و این معنا به دنبال رنسانس غرب و پس از آنکه بشر غربی جهت خود را نسبت به عالم و آدم و خدای عالم و آدم تغییر داد پیدا شده است . 
او بنا را بر این گذاشت که دیگر چیزی جز خود را پیوسته خود را عین حق پنداشت و به جای آنکه خود را مخلوق و مظهر اسم او بداند خدا را مخلوق خویش دانست . او بندگی اهوا و امیال نفسانی و عبودیت نفس اماره و بندگی شیطان را آزادی پنداشت . 
چون انسان موجودی اجتماعی است طبعا به سوی اجتماع سوق داده شده و به موجب خاصۀ اجتماعی بودن همیشه اراده و افعال خود را در خود اراده و افعال دیگران قرار داده است و همین موجب شده است که در برابر قانون نیز خضوع کند و تسلیم باشد زیرا این قانون است که با ایجاد حدّ و مرز اراده و اعمال انسانها را تعدیل کرده و آنها را درحدّی معین نگه می دارد پس همان طبیعتی که آزادی اراده و عمل را ایجاب می کند همان موجب محدودتیش شده است اما تمدن جدید چون وضع قانون را بر اساس بهره مندی از لذائذ مادی می داند لذا انسانها را در امور دینی و اخلاقی آزاد می گذارد و چنین می گوید که انسان در خارج از چهارچوب قانون از آزادی کامل برخوردار است ولی اسلام قانونگذاری خود را بر اسا توحید و ثانیا بر اساس فضائل اخلاقی قرار داده است قانون اسلام تمام ///// فردی و اجتماعی انسانها را مورد توجّه قراد داده در هر امر بزرگی و یا کوچکی نظر داده شده است و هر موضوعی که به نحوی با انسان ارتباط داشته باشد نسبت به آن اظهار نظر کرده است چیزی که در این مکتب هست آنکه آدمی تمام اعمال و اراده های خود از قیّد عبودیّت و بندگی غیر خدا آزاد است . 
جهت گیری تربیت در سیره نبوی بدان مقصد است که انسان آزاد از تعلّقات غیر الهی تربیت کند و با زدودن رنگ تعلّقات رنگ فطری الهی را ظاهر سازد . 
اسلام با عبودیت الله حریّت را تدارک می کند و در حقیقت اقرار و اعتراف به بندگی خداوند است که موجب آزادی انسان از بندگی دیگران می شود و موجب کرامت شخصیت او می گردد . 
خصوصیات انسان حرّ 
۱-گشاده رویی 
پیامبر خویی پسندیده داشت و خویش برخورد و خوش مجلس بود آن حضرت مزاح می کرد و جز سخن حق چیزی نمی گفت و هنگام سخن گفتن تبسم می کرد . 
۲-حیا و عفت 
به درستی که حیا و پاکدامنی از خصوصیات اخلاقی اهل ایمان و خوی آزادگان است . 
حیا چنان با ایمان پیوند خورده است که درز بان پیشوایان حق قرین یکدیگر تعبیر شده است که با رفتن یکی از آن دو دیگری نیز می رود . 
۳-کینه نداشتن و فریب ندادن 
پیامبر الگوی حریت ، از هر کینه و فریبی آزاد بود آن حضرت در امور مربوطه هیچ کینه ای در دل نداشت قرآن هم زجر ها و تهمتها و بدیها را ندیده می گرفت  و تنها برای حفظ حرمت الهی بود که غضبناک می شد . 

عتیقه زیرخاکی گنج