• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

یکى از امورى که در فرهنگ اسلامى و متون دینى از اهمیت فوق العاده‏اى‏برخوردار است و بلکه به حق مى‏توان گفت اساس تمام کمالات و ترقیات‏روحانى و معنوى انسان است، تقوا و پرهیزکارى و دورى از آلودگى‏ها و گناهان‏است، زیرا آدمى اگر بخواهد به راه راست و صراط مستقیم راه یابد و از تعالیم‏آسمانى و معارف قرآنى بهره‏مند شود، اساس آن تقواست که: ذلک الکتاب لا ریب‏فیه هدى للمتقین (۱) ، و اگر بخواهد نزد پروردگار از کرامت و احترام بیشترى‏برخوردار شود، معیار و زیربناى آن، تقواى برتر است
بنابر این در بعد عمل، تقوا و پرهیز از گناه، اجتناب و دورى از محرمات، اساس هر خیر و زیر بناى هر سعادتى است و به همین دلیل، بر هر عملى مقدم است‏و انسان سالک پیش از آن که در انجام اعمال کوشش کند باید بر دورى از گناه‏اهتمام ورزد.رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به ابوذر-علیه الرحمة-مى‏فرماید: 
یا اباذر کن بالتقوى اشد اهتماما منک بالعمل ; (۹) اى ابوذر!باید کوششى که درمراعات تقوا اعمال مى‏کنى از کوششى که در انجام سایر اعمال به خرج مى‏دهى‏بیشتر باشد.» 
نیز بر همین اساس است که امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام مى‏فرماید: اجتناب السیئات اولى من اکتساب الحسنات ; (۱۰) دورى از بدى‏ها بر کسب‏خوبى‏ها مقدم است‏». 
پس اى عزیز!بدان همان گونه که فرد مریض بدون مراعات پرهیز، روى‏صحت و سلامتى را نمى‏بیند-گر چه از قوى‏ترین و مؤثرترین داروها استفاده کند-شخص دور افتاده از حقایق و بیگانه با معنویات نیز، بدون مراعات تقوا روى‏معرفت و سعادت را نخواهد دید، هر چند پر مشقت‏ترین و مشکل‏ترین اعمال راانجام دهد.از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت است که آن حضرت فرمود: 
انکم لو صلیتم حتى تکونوا کالحنایا، و صمتم حتى تکونوا کالاوتار، ماینفعکم ذلک الا بورع ; (۱۱) به درستى که اگر از کثرت نماز همچون کمان خمیده ودر اثر زیاد روزه گرفتن همچون زه کمان، باریک شوید، به حالتان مفید نخواهندبود مگر آن که تقوا پیشه کنید و از محرمات دورى کنید.» 
مولوى گوید: 
ما در این انبار گندم مى‏کنیم گندم جمع آمده گم مى‏کنیم مى‏نیندیشیم آخر ما به هوش کین خلل در گندم است از مکر موش موش تا انبار ما حفره زدست و زفنش انبار ما ویران شدست اول اى جان، دفع شر موش کن و آنگهان در جمع گندم جوش کن بشنو از اخبار آن صدر صدور لا صلوة تم الا بالحضور گرنه موشى دزد در انبار ماست گندم اعمال چل ساله کجاست؟ ریزه ریزه صدق هر روزه چرا جمع مى‏ناید درین انبار ما (۱۲) 
طبق ابیات فوق، مثل کسى که بدون اجتناب از معاصى، در به جا آوردن اعمال عبادى مى‏کوشد، مانند کسى است که بدون دفع شر موش دزد، گندم‏ها راذره ذره انبار مى‏کند، لذا همان طور که جمع گندم با وجود آفتى چون موش، جزرنج و زحمت‏حاصلى ندارد، به جا آوردن اعمال عبادى نیز-با ابتلاى به معاصى-جز خستگى و زحمت، حاصلى نخواهد داشت، زیرا گناهان مانند موش‏ها به‏جان گندم اعمال افتاده و همه را تباه و نابود مى‏سازند. 
 
چگونه مى‏توان متقى بود؟ 
اکنون که با اهمیت و جایگاه تقوا و پرهیز از گناه و معصیت آشنا شدى، ممکن‏است‏بپرسى:چگونه مى‏توان متقى بود؟و چطور مى‏شود گناهان را از صحنه‏زندگى دور کرد؟و نیز ممکن است‏بگویى:من و امثال من هر گاه تصمیم‏مى‏گیریم که بر خود مسلط شویم و دست از معصیت‏برداریم و مواظب خود باشیم‏که دیگر گناه نکنیم، یکى-دو روز اول را نسبتا موفق هستیم، ولى چندى بعدشکست‏خورده و به حال اول بر مى‏گردیم.آیا راهى هست که بدان روى آوریم واز آن مدد جوییم تا در مسیر تقوا و پرهیز از گناه، مستقیم و استوار باقى بمانیم؟ 
در جواب گوییم:اى عزیز!بى‏شک گناه و معصیت را مانند دیگر امورممکن، اسباب و عللى است که تا آنها را نشناسى و آن گاه هر یک از آنها را باروشى مناسب از میان نبرى، به ترک گناه موفق نخواهى شد، لذا باید در مرحله‏نخست همت‏خویش را در شناسایى عوامل گناه مصروف دارى و بعد با روشى درخور، به رفع هر یک از آنها بپردازى تا کم کم بتوانى خود را از چنگال معاصى‏برهانى و گناهان را از وجودت دور سازى. 
 
گناه .
قرآن .
 ((وگـنـاه را , چه آشكار باشد و چه پنهان , ترك گوييد آنان كه مرتكب گناه مى شوند , به سزاى اعمال خود خواهند رسيد)).
((اين ستمگران را از عذاب بهره اى است همانند بهره اى كه يارانشان داشتند پس به شتاب چيزى از من نخواهند)).
((آرى , آنان كه مرتكب كارى زشت مى شوند و در گناه غرقه مى گردند, اهل جهنمند و جاودانه در آن )).
((و بـدانـيـد كـه پيامبر خدا در ميان شما است اگر در بسيارى از امور از شما فرمان ببرد به رنج مى افتيد ولى خدا ايمان رامحبوب شما ساخت و آن را در دلتان بياراست و كفر و فسق و عصيان را در نظرتان ناخوش گردانيد , اينان خود راه يافتگانند)).
ـ امـام عـلـى (ع ) : بـدانـيـد كـه گـنـاهان اسبان چموشى هستند كه گناهكاران بر آنها نشسته ولگامهايشان را رها كرده اند و گناهان آنان را در آتش فرو مى افكند.
ـ گناهان درد و دارو (ى آنها) استغفار است و شفايش به اين است كه عود نكنند.
ـ پـيـامبر خدا(ص ) : از مستى گناه بپرهيز , زيرا گناه همچون شراب و بلكه شديدتر ازآن مستى مى آورد خداى تعالى مى فرمايد : ((كر و لال و كورند , پس آنان (از كفر به ايمان ) بازنمى گردند)) .
ـ امـام عـلـى (ع ) : اى انـسان ! چه چيز تو رابه گناه كردن گستاخ كرده و چه چيز تو را در مقابل پروردگارت به غرور وا داشته و چه چيز تورا به تباه كردن خويش خو داده است؟
ـ كـسـى كه با گناه به پيروزى دست يابد پيروز نيست و كسى كه با (توسل به ) بدى چيره گردد (در حقيقت ) شكست خورده است . .
ـ پيامبر خدا(ص ) : مبادا از روى مهر ومحبت به خانواده ات , طاعت خدا را واگذارى و به نافرمانى او روى آورى , زيـرا خـداى تـعـالى مى فرمايد : ((اى مردم ! از پروردگارتان بترسيد و از آن روزى بهراسيد كه نه پدرى مى تواندبراى فرزندش كارى بكند و نه فرزندى براى پدرش )).
ـ امام كاظم (ع ) : در هر شب و روز ازجانب خداى عزوجل آواز دهنده اى ندا مى دهد : اى بندگان خدا! از نافرمانى خدا باز ايستيد,بازايستيد, زيرا اگربه خاطر حيوانات چرنده و كودكان شيرخواره و سالخوردگان خميده پشت نبود , چنان عذابى بر سر شما ريخته مى شد كه ريزه ريزه مى شديد.
 
پرهيز از گناه .
ـ امـام عـلـى (ع ) : در شـگفتم از مردمى كه از غذا پرهيز مى كنند چون مى ترسند به سلامتى شان آسيب برساند , چگونه از گناهان كه آنها رابه آتش مى افكند پرهيز 
نمى كنند!.
ـ امـام سجاد(ع ) : در شگفتم از كسى كه از خوردن غذايى كه برايش ضرر دارد پرهيز مى كند اما از گناه كه به او زيان مى رساند پرهيزنمى كند!.
ـ امـام بـاقـر(ع ) : تـعجب است از كسى كه به خاطر ترس از بيمارى از خوردن غذا پرهيز مى كند , چگونه از ترس آتش دوزخ از گناهان پرهيز نمى كند!.
خردمند گناه نمى كند.
ـ امام كاظم (ع ) : همانا خردمندان زيادى دنيا را رها كردند چه رسد به گناهان ! در حالى كه ترك دنيا فضيلت و ارزش است و ترك گناهان واجب .
ـ پيامبرخدا(ص ): هركه گناهى را مرتكب شود عقلى از او جدا شود كه ديگر هرگز باز نگردد.
ـ امـام على (ع ): اگرخداوند براى نافرمانى از خود بيم (آتش ) هم نمى داد باز واجب بود كه به پاس نعمتهايش نافرمانى نشود.
ـ اگـر خداوند سبحان به طاعت خود ترغيب هم نمى كرد باز به اميد رحمت او واجب بود كه ازاو اطاعت شود.
دورى از گناه سزاوارتر از انجام كار خوب است .
ـ امام على (ع ) : دورى كردن از بديها سزاوارتر از انجام خوبيهاست .
ـ تـلاش و كـوشـش كـنـيد و اگر عمل نمى كنيد گناه هم نكنيد , زيرا كسى كه بنايى 
مى سازد وويـرانـش نـمـى كـنـد , سـاخـتـمانش برافراشته مى شود و هر چند اندك اما كسى كه مى سازد و(سپس )ويران مى كند بنايش برافراشته نمى شود.
ـ امام باقر(ع ) : پرهيز از به خاك درافتادن بهتر است از اين كه خواهش كنى بلندت كنند.
هشدار كه كارهاى بد چيره نشود.
قرآن .
 ((هر كسى كار نيكى انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند و هر كه كار بدى انجام دهد تنها همانند آن كيفر بيند بى آن كه ستمى بر آنها رفته باشد)).
ـ امـام عـلـى (ع ) ـ از وصيت هاى آن حضرت به فرزندش حسن (ع ) ـ : در پذيرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و به علت گناه تو را درتنگنا نينداخته و از رحمت خويش نوميدت نكرده است , بلكه خود دارى تو از گناه را حسنه به شمار آورده وگناهت را يك و حسنه ات را ده به شمار آورده ودر توبه و بازگشت را براى توگشوده است .
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امير المؤمنين‏عليه السلام مى‏فرمايد: «ان اعظم الخطايا عند الله اللسان الكذوب; 
بزرگ‏ترين گناهان نزد خدا، زبان بسيار دروغ گو است.» 
زبان دروغ گو داشتن، يعنى دروغ گو بودن. دروغ به وسيله زبان، وجود پيدامى‏كند و زبان يكى از علل وجودى دروغ است. اگر كسى دروغى بگويد، اين كار بازبانش انجام مى‏گيرد. اگر زبانى بسيار دروغ گو باشد، دارنده آن زبان، بسيار دروغ‏خواهد گفت. 
هر گناهى با عضوى از اعضاى انسان در خارج رخ مى‏دهد و گناه را مى‏توان به آن‏عضو نسبت داد; چون گناه كار گناه را به وسيله آن عضو انجام داده است. دست‏خيانت‏كار داشتن، يعنى دزد و خائن به مال بودن. چشم ناپاك داشتن، يعنى خائن به‏ناموس بودن. زبان دروغ گو داشتن، يعنى دروغ گو بودن. 
سر آن كه زبان پر دروغ، بزرگ‏ترين گناه است، در آينده روشن خواهد شد; اكنون‏بايد معناى دروغ روشن شود. 
دروغ چيست؟ 
دروغ، سخن بر خلاف حقيقت است و دروغ گو كسى است كه بر خلاف حقيقت،خبرى مى‏دهد. 
شما اگر گرسنه باشيد و به منزل دوست‏خود برويد، او براى شما غذا بياورد، شمابگوييد من سير هستم، اين سخن دروغ است، چون بر خلاف حقيقت است; شما نيزدروغ گو هستيد، زيرا بر خلاف حقيقت‏خبر داده‏ايد. 
كم را بيش گفتن يا بيش را كم گفتن، دروغ است و گوينده‏اش دروغ گومى‏باشد، چنان كه بود را نبود و يا نبود را بود خبر دادن دروغ گويى مى‏باشد و نيزبد را خوب و خوب را بد يا كوچك را بزرگ و بزرگ را كوچك خواندن، دروغ‏خواهد بود. 
دروغ و دروغ گويى 
دروغ از صفات سخن است و دروغ گويى از صفات سخن گو و اين دو هميشه باهم يار نيستند. مى‏شود سخنى دروغ باشد، ولى گوينده‏اش دروغ گو نباشد، چنان كه‏ممكن است كسى دروغ بگويد، ولى سخنش دروغ نباشد، بلكه راست و مطابق‏حقيقت‏باشد. 
شما اگر به وقوع حادثه‏اى اطمينان پيدا كرديد، در صورتى كه آن حادثه رخ نداده‏باشد، هنگامى كه از وقوع آن خبر مى‏دهيد، شما دروغ گو نيستيد، ولى خبر شمادروغ است. دروغ گو اگر سخن راستى بگويد كه به نظرش بر خلاف حقيقت‏باشد،خبر او راست است، چون مطابق با واقع است، ولى خودش دروغ گفته، زيرا به نظرخودش بر خلاف حقيقت، سخن گفته است. 
در زبان عربى 
در زبان عربى، دروغ را كذب گويند و خبر دروغ را خبر كاذب مى‏خوانند،چنان كه خود دروغ‏گو را نيز كاذب مى‏خوانند. 
پس در اين زبان، كاذب بودن، هم صفت‏سخن مى‏باشد، و هم صفت‏سخن گو واين اشتراك، ممكن است گاهى موجب اشتباه بشود و به گمان برسد كه هر جا كه‏خبر كاذب پيدا شود، خبر دهنده هم بايد كاذب باشد، يعنى صفت گفته را به گوينده‏سرايت‏بدهند.

مراتب دروغ 
جامعه‌اي را در نظر بگيريد كه دروغگويي در آن قاعده و نه استثناء باشد. زندگي در چنين جامعه‌اي بسيار پرهزينه است. اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد كاملاً غير اخلاقي خواهد شد، فساد و تباهي در همه سطوح رخنه خواهد كرد و نيز چنين جامعه‌اي كمترين نزديكي را با يك جامعه ديني و اخلاق‌مدار خواهد داشت. اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است. در جامعه‌اي كه دروغگويي نوعي زرنگي تلقي شود و مردم با شنيدن سخن دروغ لبخندي حاكي از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند، طبعاً دروغگويي رواج مي‌يابد.
عده‌اي فكر مي‌كنند صداقت و راستگويي صرفاً يك مسأله اخلاقي است، و از اين رو ناخودآگاه مي‌خواهند آن را در بررسی مسائل و مشکلات اجتماعی به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد كليه حوزه‌هاي اجتماعي است. نقش آن در اقتصاد كمتر از سرمايه و نيروي انساني و… ديگر عوامل نيست. اما طبيعي است كه در گذشته بر اهميت آنها از منظر اخلاقي تأكيد مي‌شده است. اگر امروز جامعه ما با فساد خانمان‌براندازي مواجه است كه فرياد همه را درآورده، يكي از دلايل و علل اصلي بروز آن دروغ و از دروغ بدتر، تطهير دروغ در ذيل عنوان مصلحت و تقیه است. از اين رو بدون مبارزه عليه دروغ و حساسيت داشتن نسبت به آن نمي‌توان كوچكترين گام موثري را عليه كاهش فساد برداشت. و به طريق اولي بيان هر نوع دروغي ولو با هدف به ظاهر خير، جز به گسترش فساد كمكي نمي‌كند.
در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تأكيد شده است و قرار گرفتن دروغ در ذيل عنوان گناهان كبيره معرف اين اهميت است. براي اينكه بدانيم جامعه كنوني ما با ارزش‌هاي موردنظر اسلامي تا چه حد فاصله دارد، كافيست كه به ميزان رواج اين گناه كبيره در سطح وسيعي از جامعه توجه كنيم.
قبل از بيان توضيحات و تحليل خودم، ابتدا بهتر است كه چند گزاره محدود از پيامبر (ص) و ائمه (ع) درباره دروغ را با هم مرور كنيم. گرچه در اين زمينه احاديث فراوان است.
پيامبر (ص):
ـ دروغگو، دروغ نمي‌گويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود دارد.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، زيرا دروغگويي باعث روسياهي است.
ـ از دروغگويي بپرهيزيد، در موردي كه گمان ميكنيد نجات شما در دروغ گفتن است، بدانيد كه اشتباه كرده‌ايد و هلاك شما در دروغ است.
ـ از پيامبر پرسيدند: ممكن است مومن ترسو باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است بخيل باشد؟ فرمود: بلي. ممكن است كذاب باشد؟ فرمود: نه.
امام علي (ع):
ـ هيچ عمل قبيحي به قبح دروغگويي نيست.
امام باقر (ع):
ـ كم‌نصيب‌ترين فرد از سجاياي مردانگي و فضايل انساني، دروغگويان هستند.
اين تأكيدات را كه قطره‌اي از دريا هستند، با وضعيت كنوني جامعه خود مقايسه كنيم تا به عمق فاجعه پي ببريم.
دروغ مراتبي دارد. فرض كنيد كه پولي گم شده است و آن را فرد «الف» سرقت كرده است. اما هيچ‌كس جز آن فرد و خدا اطلاعي از اين ماجرا ندارد. انكار سرقت از جانب اين فرد «دروغگويي» و عملي رذيلانه است. و بي‌ترديد اين «دروغگويي» بدتر از آن عمل سرقت است. اما در هر حال هيچ‌كس نمي‌تواند با اطمينان وي را سارق و در نتيجه دروغگو بداند، تنها خداست كه از حقيقت امر آگاه است. چنين دروغي از حيث اينكه ميان فرد و جامعه پرده دروغگوئی را ندريده است، در مراتب پايين دروغگويي است.
حال فرض كنيد كه فرد مالباخته خودش ديده است كه فرد «الف» اموال او را سرقت كرده و سارق هم مي‌داند كه مالباخته از حقيقت ماجرا آگاه است. اما باز هم دروغ مي‌گويد. اين مرتبه رذيلانه‌تري از فعل دروغ است. حال اگر فيلم فعل فرد ثبت و ضبط شده باشد و اموال مسروقه هم نزد سارق كشف شود و افراد متعددي هم به اين سرقت شهادت دهند و اثر انگشت فرد هم باقي مانده باشد، و هر شاهد ديگري كه به ذهن آيد وجود داشته باشد، با اين حال فرد انكار كند، در اين صورت دروغگويي به شديدترين مرتبه‌اش رسيده است و چنين فرد در حضيض اخلاقي قرار گرفته و جامعه‌اي هم كه فاعل اين فعل (دروغگويي)به اين فضاحت با تمام توان محكوم نكند، در همان سراشيبي اخلاقي قرار دارد، بدتر از اين نوع دروغگويي، توجيه اخلاقي آن برحسب مصلحت است و بدتر از بي‌تفاوتي جامعه در برابر چنين دروغي، دفاع از دروغگو با لطايف‌الحيل است.
از هنگامي كه داريوش در كتيبه بيستون نفر بعد خود را به پرهيز از دروغگويي و ضرورت تشديد مجازات دروغگو توصيه كرد و از خداوند خواست كه سه بلا از جمله دروغ را از ايران دور بدارد، معلوم مي‌شود كه دروغ در جامعه ايران رواج داشته است؟ چرا كه اگر دروغ نبود چنين توصيه‌هاي موكدی هم نمي‌شد.
امروز هم جامعه ما با آسيب دروغگويي مواجه است. و آن هم با بدترين نوع و مرتبه دروغ. مدتي پيش به اداره‌اي مراجعه كردم، به راحتي از من خواسته مي‌شد كه براي مشكل پيدا نشدن در اجراي كارم، دروغ بنويسم!! اگر صفحات حوادث روزنامه‌ها را بخوانيد متوجه مي‌شوید كه متهمين چگونه بديهيات را انكار مي‌كنند، گويي كه اين دروغ‌ها هيچ قبحي ندارد. پليس راهنمايي كه كسي را مي‌خواهد جريمه كند، انواع دروغ‌ها را براي گريز از جريمه مي‌شنود، دروغ‌هاي آماري به وفور و از چپ و راست توليد و ارايه مي‌شود. و از همه بدتر وقتي است كه دروغ از جانب كساني بيان شود كه پاسداران “اخلاق” و یا “قدرت” جامعه‌اند. وقتي كه متوليان اين دو ركن حرمت امامزاده‌هاي خود را پاس ندارند، از ديگران چه انتظاري مي‌رود؟
يكي از بدترين دروغ‌ها، دروغ‌هايي است كه در مقام مشاوره به اصحاب قدرت داده مي‌شود. گويي گوش‌هاي آنان علاقه‌اي به شنيدن سخن و خبر صدق ندارد. در ايران و جهان نام ماكياول با اخلاقي نبودن قرين شده است، اما برخلاف اين پندار اوست كه مي‌نويسد، شهريار بايد شكيباترين شنونده حقيقت درباره اموري باشد كه درباره آنها پرسيده است و اگر ملاحظه كرد كه كسي در ابراز حقيقت به او تعلل مي‌ورزد بايد به خشم آيد. اگر همين يك توصيه ماكياول در تاريخ و امروز ايران رعايت مي‏شد، وضع ديگر گونه‌اي نسبت به حال داشتيم.
در جامعه ما حساسيت نسبت به داشتن ثروت زياد است، فرد اگر ثروتي داشته باشد آن را از ترس نگاه ديگران پنهان و به دروغ انكار مي‌كند، اما جامعه در برابر دروغ حساسيتي ندارد و دروغگوترین افراد از امنیت روانی برخوردارند، و به همين دليل است كه رذايل اخلاقي هم مي‌تواند رواج پيدا كند، و سرمايه اجتماعي جامعه ما را به حدود صفر و حتي منفي برساند، و به عنوان مانع جدي در راه توسعه همه‌جانبه عمل كند.

عتیقه زیرخاکی گنج