• بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

روایات متعددی از ائمه(ع)  به ما رسیده که بیانگر تقسیم گناهان به کبیره و صغیره است و درکتاب اصول کافی یک باب تحت عنوان« باب الکبائر» به این موضوع اختصاص یافته که دارای ۲۴ حدیث است. در روایت اول و دوم این باب تصریح شده که گناهان کبیره، گناهانی را گویند که خداوند دوزخ و آتش و جهنم را بر آنها مقرر نموده است. 
در بعضی ازاین روایات( روایت سوم و هفتم) هفت گناه به عنوان گناه کبیره، و در برخی از روایات( روایت ۲۴)نوزده گناه به عنوان گناهان کبیره، شمرده شده است. 
 میزان و معیار شناخت گناهان کبیره از صغیره 
در اینکه معیار در شناخت گناهان کبیره از صغیره چیست بین علما و گفتگو و اختلاف فراوان شده که در مجموع ۵ معیار را بیان کرده اند:
۱- هر گناهی که خداوند در قرآن برای آن وعده عذاب داده باشد.
۲- هر گناهی که شارع مقدس، برای آن حد تعیین کرده، مانند شرابخواری یا زنا و دزدی و مانند آن که تازیانه و کشتن و سنگسار از حدود آنها است و درقرآن به آن هشدار داده است.
۳- هر گناهی که بیانگر بی اعتنایی به دین است.
۴- هر گناهی که حرمت و بزرگ بودنش با دلیل قاطع ثابت شده است.
۵- هر گناهی که در قرآن و سنت انجام دهنده آن، شدیداً تهدید شده است.


گناهان کبیره از دیدگاه امام خمینی
درکتاب تحریر الوسیله امام خمینی( قدس سره) در مورد معیار گناهان گبیره چنین آمده است:
۱- گناهانی که درمورد آنها در قرآن یا روایات اسلامی و عده ی آتش دوزخ داده شده باشد.
۲- از طرف شرع به شدت از آن نهی شده است.
۳- دلیل، دلالت دارد که آن گناه بزرگتر از بعضی از گناهان کبیره است.
۴- عقل حکم کند که فلان گناه، گناه کبیره است.
۵- درذهن مسلمین پای بند به دستورات الهی چنین تثبیت شده که فلان گناه از گناهان بزرگ است  از طرف پیامبر(ص) یا امامان(ع) در خصوص گناهی تصریح شده که از گناهان کبیره است.





گناهان کلیدی
همانگونه که پیری و ضعف زمینه هجوم کسالت و بیماریهای گوناگون می گردد گاهی عیب و یا  گناهی زمینه و کلید انواع گناهان می شود :
۱- حسادت، انسان را بها نواع گناهان مانند کارشکنی، تهمت، دورغ، سوء قصدها و … وادار می کند امام صادق(ع) فرمود:
« ان الحسد یاکل الایمان کها تاکل النار الحطب»
«  همانگونه که آتش هیزم را می بلعد حسادت ایمان را می بلعد».
انسان حسود هر تلاشی که رقیب خود را بشکند دست می زند. 
۲- بخل و حرص: بخل سبب ندادن زکات، و خمس وترک انفاق می شود بعلاوه مردم از  بخیل ناراحتند و همین موجب بدگویی ها و سوءظن ها می گردد.
 امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:
 « البخل جامع لمساوی العیوب و هو زمام یقاد به الی کل سوء»
« بخل جامع  گجرد آورنده همه بدیها است و افساری است که همه بدیها را به سوی خود می کشاند.»
 حرص نیز سبب گناهانی مانند: کم فروشی، احتکار، گران فروشی، رشوه خواری، تملق و انواع بی تقوایی ها می شود.
 3-دروغ، انسان با دورغ گناه خود را توجیه می کند و زیر پوشش توجیه های دروغین صدها گناه دیگر بروز می کن امام حسن(ع) فرمود:
« جعلت الخبائث کلها فی بیت و جعل مفتاحها الکذب»
« تمام زشتی ها در اتاقی قرارداده شده و کلید آن دورغ است.»
 4- خشم و بداخلقی، عیبی است که سبب فحش، غیبت ودشمن تراشی و انواع زشتی ها می شود امام حسن عسکری(ع) فرمود :
 « الغضب مفتاح کل شر»
«خشم( بی کنترل) کلید هر بدی است».
  عیوب و گناهان دیگری نیز وجود دارد که زمینه ساز گناهان دیگر می شوند، مانند بدگمانی، حرام خواری، شراب خواری، ستیزه جویی، ترس، تکبر، و …. که برای رعایت اختصار از شرح بیشتر خودداری شد. 



زمینه های پیدایش گناه 
درـ« گناه شناسی» از موضوعات بسیار مهم شناخت« زمنیه گناه» است؛ چنانکه گفته اند:» قابلیت قابل اصل مهم برای تهذیب نفوس است.
کسی که می خواهد گناه نکند حتماً باید به زمینه های گناه توجه کند، وقتی آنها را شناخت به پیشگیری و درمان آنان بپردازد.
 کمبود ویتامین ها در بدن انسان را آماده پذیرش میکرب ها می کند ویا بیماری را پرورش و گسترش میدهد پس باید ا ین کمبودها جبران گردد تا زمنیه پذیزش و همچون زمینه پرورش بیماریها از بین برود. بنابراین باید« زمینه شناس و زمینه زدا» باشیم. مثلاً  اگر در منزل چاه فاضلابی زمینه ساز انواع پشه ها می باشد سمپاشی بیهوده است باید چاه را پر کرد.
۱- زمینه های فرهنگی و تربیتی گناه 
۱-۱ جهل و حماقت 
جهل و حماقیت زمینه گناه را به انسان بوجود می آورد و او را به سوی گناه می کشاند جهل به خدا، جهل به هدف از آفرینش، جهل به قوانین خلقت؛ جهل به زشتی گناه و آثار آن.
« قالوا یا موسی إجعل لنا الها کما لهم الهة قال إنکم قوم تجهلون»
« بنی اسرائیل به موسی گفتند:» برای ما معبودی(از بت) قرار بده چنانکه(آنها بت پرستان) معبودانی( ازبت) دارد. موسی گفت: شما جمعیتی جاهل و نادان هستید.
 از زیان حضرت لوط(ع) خطاب به قومش می خوانیم:
 « انکم لتاتون الرجال شهوة من دون النساء بل انتم قوم تجهلون»
« آیا شما بجای زنان، به سراغ مردان از روی شهوت می روید؟ شما قومی جاهل هستید.» 
۲-۱- قوانین و سنتهای غلط بشری 
انسان هنگامی که در آلودگی و گناهان مختلف نجات می یابد که در پرتو قانون کامل و اجرای آن قانون زندگی کند قانونی که تمام ویژگی های ساختار انسان را مورد توجه دقیق قرار داده و آنچه را که موجب تکامل بشر و باعث رستگاری و نجات او از انحراف و کژراهه ها است تأمین نماید. چنین قانونی جز قانون الهی نخواهد بود.چرا که خداوند آفریدگار انسان و به تمام خصوصیات روحی و جسمی او آگاه می باشد و می داند که چه قانون و برنامه ای انسان را رستگار می سازد. روی این اساس نتیجه می گیریم که قوانین غلط بشری یکی از عوامل و زمینه های  فرهنگی گناه است چرا که این قوانی بجای آنکه نجات بخش باشد گمراه کننده است.
 امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید:
 « انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع یخاف فیها کتاب الله»
« همواره پیدایش فتنه ها پیروی از هوس های آلوده و احکام و قوانین مجعول و اختراعی( مانند قوانین بشری) است احکامی که باکتاب خدا مخالفت دارد.».
۳-۱- التقاط  و تحریف 
یکی از عوامل فرهنگی زمینه ساز گناه مسأله التقاط و تحریف قانون الهی است التقاط و تحریف عبارت از آن است که قانون الهی را تغییر داده و دستکاری کنند مقداری از قوانین بشری در داخل آن کرده و معجونی از قانون بشری درست کنند
( که سر از بدعت و دین سازی بیرون می آورد) و آن را به عنوان قانون خدا معرفی نمایند.
 حفظ قانون و گناه بدعت
در اسلام، حفظ حریم قانون بسیار مورد توجه و تأکید قرار گرفته و قانون شکنی و التقاط و بدعت گذاری که تجاوز از حریم قانون است شدیداً نهی و منع شده است هنا آنجا که بدعت گذار در اسلام محکوم به اعدام است و تفاوتی ندارد که چیزی بر قانون اسلام بیفزاید و یا جیزی را بکاهد، حلالی را حرام کند یا به عکس.
 یکی از نکات لطیف و جالبی که در قرآآن وروایات اسلامی در راستای حفظ حریم و قانو دیده می شود داستان حضرت ایوب(ع) می باشد که به انواع مصایب گرفتار شد ودر برابر همه فشارها و رنج و صبر و استقامت کرددر یک مورد نسبت به همسرش ناراحت شد .( گویا همسرش بدنبال انجام کاری رفت و دیر به خانه بازگشت وایوب که از بیماری رنج می برد سخت ناراحت گردید) و چنین سوگند یاد کرد که هرگاه قدرت پیدا کند یکصد ضربه یا کمتر به او بزن و اورا تنبیه کند اما بعد از بهبودی می خواست به پاس وفاداری و خدماتش ا و را ببخشید ولی مسأله سوگند و نام خدا و حریم قانون الهی در میان بود.

عتیقه زیرخاکی گنج