• بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فرهگ مادی و معنوی ایران که ریشه در تمدن شکوفان هزار و چند  ساله ی اسلامی دارد میراثی گرانقدر است که از گذشته این مرز و بوم بر جای مانده و شناخت وجوه مختلف این فرهنگ غنی و پربار وظیفه ای است که همت فرزندان خلف این سرزمین را طلب می نماید.
هنر معماری اسلامی بواسطه تلفیق با هنر معماری ایرانی به اوج تکامل خود رسید و شاهکارهای معماری بسیاری در جای جای کشور هنر پرور ایران پدید آورد. برج گنبد قابوسس که شکوه و ابهت هنر ایرانی – اسلامی را به نمایش گذاشته یکی از اولین بناهای ماندگار معماری ایرانی – اسلامی و بلندترین بنای آجری جهان بشمار می رود.
و حال می توان تغییر و تحول برج ها را در ایران به آخرین برج بلند چند منظوره ی میلاد تهران با هدف ساختن سازه ای به یادماندنی به عنوان نمادی که با معماری ایرانی و اسلامی هم خوانی بیشتری داشته باشد و بتواند پیروزی میان سنت های دیرین و فناوری نوین معماری ایجاد کرده و تمدن اصیل ایرانی- اسلامی را به جهانیان عرضه دارد.
مكان مجموعه یادمان با ویژگی خاص و منحصر به فرد ، پس از بررسی و مطالعه ۱۷ نقطه مختلف شهر تهران، در تپه‏های كوی نصر برگزیده شد . محل این مجموعه موقعیتی بسیار استثنایی از حیث ارتفاع ، موقعیت و راه های دسترسی دارد . این مجموعه از چهار طرف به چهار بزرگراه اصلی تهران یعنی بزرگراه های رسالت ، شیخ فضل الله نوری ، شهید همت و بزرگراه شهید چمران متصل است . همچنین پیش بینی یك خط اختصاصی از یكی از ایستگاه‏های مترو و تدارك امكانات حمل ونقل هوایی برای ارتباط سریع با فرودگاه پیش بینی شده است . در ادامه به معرفی تك تك اجزای این مجموعه و بررسی نقش هركدام می‌پردازیم و زیرساختهای پیش بینی شده برای این مجموعه را اجمالاً بررسی می‏كنیم.

 
جرجان:
سرزمين قديم “جرجان” مابين كوههاي البرز و بيابانهاي وسيع تركستان واقع شده‌است، سفرنامه نويسان قديمي آن را سرزميني پرآب و حاصلخيز كه پوشيده از جنگل و بوته‌زار است ، توصيف كرده اند. لیکن در طول قرون متمادی جنگل های این خطّۀ سرسبز به سوی کوه های البرز واپس نشسته اند.

سرزمين جرجان همواره يكي از مهمترين ايالات كشور پهناور ايران بوده و شهر جرجان مركز آن محسوب مي‌شده است. جرجان معرب گرگان است. در این باره تذکر این نکته لازم است که جرجان قدیم در سه کیلومتری جانب غربی شهر گنبد کاووس فعلی واقع بوده، اما شهر گرگان فعلی همان است که در قدیم استر آباد خوانده می شده است.
نام های (هیرکانیا) و (وهرکانیا) و … تلفظ های گوناگون نام جرجان در ادوار مختلف پیش از اسلام بوده است. در مورد وجه تسمیه جرجان نظرات متفاوتی وجود دارد. برخی فراوانی گرگ در جنگل های پیرامون آن را علت این نامگذاری دانسته و گرگان را به معنای جایگاه گرگ ها گرفته اند. برخی نیز بنای شهر را توسط گرگین پسر میلاد می دانند و عقیده دارند که گرگان از نام گرگین گرفته شده است. این وجه تسمیه چندان سندیت تاریخی ندارد. به نظر می رسد که مورد اول صحیح تر باشد. شهر جرجان دارای آنچنان قدمتی است که بطور حتم و یقین بنای آن را نمی توان به کسی نسبت داد.
سفرنامه نویسان و جغرافی دانان جملگی جرجان را در آبادی و وفور نعمت ستوده اند؛ ذکر یکایک گفته های آنان سخن را به درازا می کشاند. چنانکه از اقوال جغرافی دانان و سیاحان قدیم بر می آید، شهر جرجان به هنگام رونق و آبادانی خویش از بزرگترین شهرهای اسلامی محسوب می شده و رود گرگان آن را سیراب می کرده است. رود گرگان شهر را به دو بخش مجزا تقسیم می کرده که قسمت شرقی (شهرستان) و قسمت غربی (بکر آباد) نام داشته و پلی این دو قسمت را به هم مرتبط می ساخته است که بقایای آن را در چهار کیلومتری غرب گنبد کاووس می توان یافت. شهرستان مرکز اقلیم جرجان به شمار می رفته است.


آل زیار و قابوس:
در قرن سوم و چهارم هجری اوضاع سیاسی ایران بسیار آشفته بود. امرای آزمند ایالت های مختلف با استفاده از ضعف خلفای عباسی و دوری از مرکز خلافت در پی تشکیل حکومت های مستقل برآمده و بر سر تصرف سرزمین ها و شهرهای بیشتر با یکدیگر نزاع می کردند.
سرسلسلۀ آل زیار ابوالحجّاج مرد آویج (=مرد آویز) پسر زیار ابن وردانشاه (سلطه ۳۲۳-۳۱۹ هـ) از سرداران معروف دیلم بود که بر ولینعمت خود اسفار (اسوار= سوار) پسر شیرویه فرمانروای جرجان شورید و حکومت را از آن خود کرد.
پس از مردآویج برادرش ابوطالب وشمگیر (سلطه ۵۷ یا ۳۵۶-۳۲۹ هـ) به سلطنت رسید. تقریباً تمامی دوران حکومت او در جنگ با آل بویه سپری شد.
پس از مرگ وشمگیر میان پسر بزرگترش ظهیرالدین ابومنصور بیستون (سلطه ۶۷ یا ۳۶۶-۳۵۷ هـ) و ابوالحسن قابوس (سلطه ۳۷۱-۳۶۷ و ۴۰۳-۳۸۸ هـ) بر سر جانشینی پدر اختلاف افتاد. بیستون با پشتیبانی آل بویه و خلیفه عباسی تخت پدری را از آن خود کرد، تا  اینکه در سال ۳۶۶ (یا ۳۶۷ هـ) درگذشت و قابوس ملقب به لقب پرطنطنة (شمس المعالی) صاحب تاج و تخت زیاری شد. اما در طی وقایع و حوادثی که ذکر آن موجب اطالۀ کلام است، به سال ۱۳۷۱ هـ از جرجان و طبرستان به خراسان گریخت، دورۀ دوم حکومت وی با تصرف دوبارۀ جرجان و طبرستان (۳۸۸ هـ) آغاز شد. وی بنیاد حکومت خود را استوار کرد و جرجان را پایتخت خود قرار داد. قابوس چهارمین پادشاه سلسلۀ آل زیار و پرآوازه ترین آنان به شمار می رفت.
کیکاووس ابن اسکندر ابن قابوس ملقب به عنصرالمعالی (سلطه ۴۶۲-۴۴۱ هـ) مؤلف کتاب گرانمایۀ (قابوسنامه) است که آ ن را ب منظور ارشاد فرزندش گیلانشاه تألیف کرده است.
عنصرالمعالی با تصنیف این کتاب نام خود را در ادبیات فارسی تا ابد بر جای گذاشت. لیکن پیش از او شمس المعالی طریقی دیگر جسته و نام خود را بر کتیبه های برج قابوس مخلّد کرده بود.
طبق تصریح نوشته های کتیبۀ برج قابوس شمس المعالی به سال ۳۹۷ هـ ق (برابر ۷-۹۹۶ م) امر به بنای این (قصر عالی) نموده است. برج در مدت پنج سال ساخته شده است. (اتمام ۴۰۲ هـ). 
یک سال پس از تکمیل برج نیز قابوس به دست سرداران خود که از بازگشت او به قدرت بیمناک بودند کشته شد و به احتمال قریب به یقین در داخل برج مذکور دفن شده است. 
شیوۀ معماری:
گنبد قابوس از قدیمی ترین آثار دورۀ معماری اسلامی و از لحاظ شیوۀ معماری یکی از نخستین ساختمان های مربوط به دورۀ رازی و به بیانی دقیق تر مرز میان شیوه های معماری خراسانی و رازی به شمار می رود.
در اوایل دورۀ اسلامی پرهیز از شکوه و جلال و عدم به کارگیری تزئینات الحاقی از اصول معماری ایران محسوب می شد. این شیوۀ ساده تا زمان ابومسلم خراسانی که دستور بنای مساجد شبستانی بزرگ و زیبا و مجلل را در نقاط مختلف ایران صادر کرد، تداوم یافت.
معماری ناحیۀ شمال ایران به سبب دوری از مرکز خلافت و دشوارگذر بودن راه های ارتباطی بسیار دیرتر از جاهای دیگر تحت نفوذ فرهنگ اسلامی درآمد. غالباً فرهنگ و به تبع آن معماری این مناطق تحت نفوذ افراد ایران دوستی چون مرداویج ابن زیار که رؤیای پادشاهی پرشکوه ساسانیان را در سر می پرورانیده و خاندان بویه که روح ایرانی خود را حفظ کرده بودند قرار داشت.
از ویژگی های مهم شیوۀ معماری رازی بکارگیری مصالح محکم تر و مرغوب تر، رعایت اصول نیارش، رگچین نمودن بناها، گره بندی نمای بناها با آجر و مقرنس کاری می باشد. مهمترین خصوصیت این شیوۀ معماری استفاده از آجر با بهترین کیفیت ممکن است. تقریباً تمامی ساختمان های این دوره با آجر ساخته شده اند و از این حیث دورۀ مذکور و به ویژه دوران حکومت سلجوقیان بسیار مشهور است. دربارۀ اهمیت این ویژگی شیوۀ رازی همین قدر بس که بدانیم گنبد قابوس با ارتفاعی قریب ۷۰ متر، بلندترین بنای آجری در جهان شناخته شده و به همین سبب از طرف سازمان بین المللی فرهنگی یونسکو جزو مواریث فرهنگی جهان به ثبت رسیده است.
این شیوۀ معماری که از قرن ۴ هـ آغاز شده و تا هجوم  مغول به ایران تداوم پیدا کرده است، دوره ای بود که پس از گذشت دوران سستی و فترت اولیۀ دورۀ اسلامی، ذوق و سلیقه در هنر معماری ایرانی به ظهور رسید و رو به پیشرفت نهاد.
 
هدف اولیۀ ساخت بنا:
دربارۀ این مسأله که هدف اولیۀ ساخت بنا چه بوده است، نظریات گوناگونی وجود دارد:
الف- محتمل ترین انگیزۀ ساخت چنین بنایی می توانسته تخصیص آن به منظور آرامگاه بانی آن قابوس ابن وشمگیر باشد. رابینو در سفرنامۀ خود می نویسد:
«…. در وسط کف برج یک سوراخ مستطیل شکل بوده که فعلاً پر از خاک است. در آنجا بدون شک کالبد قابوس ابن وشمگیر پادشاه جرجان قرار داشته که سنگ قبر آن مفقود شده است.»
« در سنۀ ۱۸۹۹ میلادی برابر ۱۷-۱۳۱۶ قمری، یک هیأت روسی تا عمق ۷۵/۱۰ متری وسط گنبد را حفر کردند. نتایج حاصله از حفاری این بود که اولاً این تپه مصنوعی است و تا عمق مورد حفاری صاحب زیر سازی از آجر و احتمال می رود که تپۀ اطراف گنبد را بعدها به وسیلۀ خاکریزی مصنوعاً ساخته باشند. ثالثاً مسلم شد که نعش قابوس در کف یا زیرزمین این بنا مدفون نشده است. یحتمل جسد وی همانگونه که در زمان خودش شایع بود، در تابوتی شیشه ای با زنجیر از سقف آویخته بوده است. معهذا نه تابوت و نه مقبره پیدا نشده اند.»
آندره گدار نیز با استناد به حفریات روسها در وسط برج به این نتیجه می رسد که: «پس می شود گفت که قابوس در زمین دفن نشده است.» همچنین آندره گدار با تأکید بر اینکه «در هیچ جای بنا پله ای نیست که به بالا راه داشته باشد»، به این نتیجه می رسد که: «پس ناگزیریم که گفتۀ افسانه ای جنابی را باور کنیم که: کالبد قابوس در تابوتی بلورین قرار دارد و این تابوت به وسیلۀ زنجیرهایی در داخل گنبد مقبره اش معلق است.»
در دوران های پیش از اسلام استودان های بزرگان را در ایران به نحوی می ساختند که دشمن به استخوان های آنان دسترسی نداشته باشد؛ و این مطلب را دربارۀ استودان انوشیروان به تفصیل گفته اند. لیکن نظر به اینکه قابوس مسلمانی متعصب و مؤمن بوده، نمی توان پذیرفت که پیکر وی به صورت همیشگی با تابوت آویخته شده باشد.

عتیقه زیرخاکی گنج