• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

یونان باستان از صدها دولت – شهر مستقل تشکیل می‌شد. از سده هشتم پیش از میلاد، یونانیان به ساختن شهرهای جدید در کرانه‌های مدیترانه آغازیدند. این نوآبادهای یونانی با امپراتوری قدرتمند هخامنشیان در تماس بودند. در نتیجه تشنج بین یونان و ایرانیان زیاد شد و سرانجام در سال ۵۰۰ پیش از میلاد، به جنگ میان اشان انجامید. در سال ۴۷۹ قبل از میلاد ارتش متحد دولت-شهرهای یونان، هخامنشیان را شکست دادند.
آکروپولیس باقیمانده‌های اکروپولیس، آتن امروزی را در بر می‌گبرد. آتن ثروتمندترین و بزرگ‌ترین ناحیه شهری یونان بود. شهروندان این شهر از یک دمکراسی ابتدایی (دولت مردمی) برخوردار بودند.
تا پیش از سده پنجم پیش از میلاد، ناحیه شهری اسپارت بیشتر نواحی جنوب یونان را تحت کنترل داشت. این ناحیه را منطقه «پلویونی» می‌نامند. زندگی اسپارتی‌ها در جنگ می‌گذشت. همه شهروندان مذکرو بالغ، اعضاء تمام وقت ارتش محسوب می‌شدند. زنها آموزشهای فیزیکی می‌دیدند تا بتوانند بچه‌های قوی و نیرومند به دنیا بیاورند. هنگامی که شهروندان اسپارتی مشغول پرداختن به امور جنگی بودند، غلامان (بردگان) روی زمین کشاورزی می‌کردند.
حکومت نخستین امپراتور روم، آگوستوس در سال ۲۷ پیش از میلاد آغاز شد. این حکومت شاهد آغاز پکس رومانا، یا دوران ثبات سیاسی و شکوه و جلال فراوان بود که نزدیک به ۲۰۰ سال ادامه داشت. در طول این دوره، امپراتور روم به مدیترانه و بخش اعظم اروپای غربی حکومت می‌کرد. امپراتوری به شکل کاملی سازماندهی شده بود و به خوبی اداره و کنترل می‌شد. یک شبکه از راهها سرزمین‌های امپراتوری را به پایتخت، رم، متصل می‌کرد. لژیون آموزش دیده روم از تمام نقاط بحرانی در طول مرزهایش دفاع می‌کرد. شهروندان رومی از یک قانون مشترک، فرهنگ مشترک و زبان مشترک، لاتین، بهره مند بودند. متاسفانه این دوران در اواخر سده دوم میلادی با تهاجم گسترده اقوام ژرمن و ورود بیماری طاعون به همراه سپاه امپراتور مارکوس آورلیوس و بی کفایتی امپراتوران بعد از مارکوس آورلیوس – ازقبیل پسرش کمودوس – امپراتوری شروع به انحطاط کرد . امپراتوری پس از قریب یک قرن هرج و مرج سرانجام توسط دیوکلتیانوس احیا شد، اگرچه روم جدید هیچگاه از لحاظ سیستمی و مشی حکومت لا روم قبل از هرج و مرج یکسان نبود . چرا که استبداد دربار روم در این دوره بیشتر و حقوق شهروندی کمتر شد . روم نیز به دو ناحیه شرقی و غربی تقسیم شد؛ اگرچه برخی اوقات توسط امپراتورانی چون کنستانتین یکپارچه گشت.[۱]

تا سال ۴۵۰ میلادی رومیان باستان، انگلستان را ترک کرده بودند و به جای آنها تعداد زیادی از مردم شمال اروپا در آنجا اقامت داشتند. اقوامی که در آنجا سکونت داشتند متعلق به چهار قبیله، آنگل ها، یوت ها، فرزین‌ها و ساکسون‌ها بودند. این ساکنان، «آنگلوساکسون» نامیده شدند. قبرهای منطقه ساتن هو با یادداشتهای راهبانی مثل عالیجناب «بید»، اطلاعات مربوط به تاریخ آنها را بیان می‌کند. قرنها بعد، شاهان آنگلوساکسون مانند آلفردکبیر با مهاجمان وایکینگ جنگیدند.

در دنیای رومی‌ها خیلی مهم بود که افراد سایو (شهروند رومی) باشند. ابتدا، مقام شهروند فقط به افرادی که دردرون شهرها زندگی می‌کردند، داده شد. در سال ۸۹ قبل از میلاد، مقام شهروند به تمام ایتالیایی‌ها اعطا شد. تا پیش از ۲۱۲ بعد از میلاد، مقام شهروند رومی به همه مردان آزاد که در محدوده امپراتوری روم زندگی می‌کردند، اعطا شد. مقام شهروندی به بردگان و زنها داده نمی‌شد.
در سده پنجم میلادی، امپراتوری روم غربی بر اثر دور ماندن از ثروت‌های کلان شرق، هجوم مکرر بربرها، رسوخ بربرها در بافت اداری و نظامی روم و بی‌کفایتی امپراتوران، آهسته آهسته رو به زوال رفت. امروزه مبدا تاریخ سده‌های میانی را آغاز حکمرانی یک غیر رومی بر شهر رم می‌دانیم که به سال ۴۷۶ میلادی با فرمانروایی اودوآکر بر شهر رم این دوران آغاز شد.[۲]

تا قرن ۱۳ میلادی، قلعه‌های متعلق به شوالیه‌ها بیش ازهر چیز دیگری در پهنه اروپا خود نمایی می‌کرد. شوالیه‌ها از زندگی مرفهی برخوردار بودند که با زندگی دهقانانی که روی زمین‌های آنان کار می‌کردند، تفاوت زیادی داشت. شهرهایی در اطراف قلعه‌ها پدید آمدند و توسعه یافتند. بازرگانان برای تجارت از راههای سخت‌گذر سفر می‌کردند. زائران سفرهای طولانی را برای زیارت اماکن مقدس انجام می‌دادند. زندگی سخت بود، جنگ، قحطی و طاعون همواره جان مردم را تهدید می‌کرد.

در اواخر سده پانزدهم میلادی، آخرین بخش از قلمرو مسلمانان اسپانیایی، گرانادا یا همان قرناطه در اندلس، به حکمرانان مسیحی آن دیار، فردیناند فرمانروای آراگون و ایزابلا فرمانروای کاستیل، تسلیم شد. در همان سال، با حمایت مالی فردیناند و ایزابلا، کریستف کلمب از اقیانوس اطلس می‌گذرد و به جزایر هند غربی (در نزدیکی سواحل آمریکا) می‌رسد. در اروپای سده‌های میانه، کاری که مردم انجام می‌دادند، غذایی که می‌خوردند، لباسی که می‌پوشیدند و محلی که در آن زندگی می‌کردند، همگی بستگی به جایگاه اجتماعی اشان داشت.

حدودا از تاریخ ۸۰۰ تا ۱۰۵۰ میلادی به مدت سه قرن، جنگجویان وایکینگ با کشتی‌های دراز و براق خود، اروپا را به وحشت می‌انداختند. آنان از اسکاندیناوی برای جستجوی نقره، بردگان و زمین به دریا رفتند. بعضی‌ها به بریتانیا و فرانسه حمله می‌کردند، در حالی که دیگران روسیه و رودخانه‌های دوردست آسیا را مورد تاخت و تاز قرار می‌دادند. واکینگها کاشفان دلیر و شجاعی بودند. آنها با شجاعت از میان امواج خروشان اقیانوس اطلس عبور کرده، ایسلند و گروئنلند را کشف کردند و حتی به شمال آمریکا نیز قدم گذاشتند.
نظام فئودالی در واقع پاسخی بود در برابر فروپاشی امپراتوری روم غربی و سیستمهای اداری اش که از دل رسومات ژرمنی سر برآورد . این نظام وقتی رشد کرد که فقر زیاد باعث شد که بسیاری از دهقانان نتوانند از پس مالیات سنگین برآیند و حاضر به سپردن زمین خود به یک ارباب قدرتمند میشدند . پس از فروپاشی روم غربی این نظام در رده هایی بالاتر بسط بافت و نوعی نظام تیول-وفاداری ایجاد شد که شوالیه ها یا جنگجویان یا افراد ثروتمندی واسال ( خدمتگذار) مردی زمیندار یا ثروتمندتر میشدند که در کنار وفاداری به او، سالانه ۴۰ روز به ارباب خود خدمت میکردند. این سلسله مراتب در بالا به شاه یا دوک یا مردی بسیار صاحب نفوذ میرسید و در پایین به سرفها یا دهقانان وابسته به زمین میرسید. البته زنجیر ایتن تعهدات همیشه به این منظمی نبوده و گاهی گسلهایی در آن دیده میشده.

از حدود سال ۸۰۰ تا ۱۳۰۰ میلادی، بیشتر مناطق اروپای غربی توسط سیستم فئودالی سازماندهی شده بود. پادشاه مالک همه زمین بود که به مناطقی به نام ملک اربابی تقسیم می‌شد و ارباب هر ملک، خراجگذار پادشاه محسوب می‌شد. او سوگند وفاداری یاد می‌کرد و متعهد می‌شد که برای حفاظت از اموال پادشاه، سربازانی (مردان جنگی) استخدام نماید. رعیت‌ها در روستاها زندگی می‌کردند. آنها سهمی از محصولات خود را به املاک شاه (خراجگذار شاه) می‌دادند.

پاپ یکی از قدرتمندترین حاکمان اروپایی فئودالی محسوب می‌شد. او رئیس کلیسای کاتولیک رومی بود که مقدار زیادی زمین، تحت مالکیت خود داشت. پاپ از همه پادشاهان انتظار داشت که از او اطاعت کنند. اما هنگامی که قدرت پادشاهان و امپراتورها زیادتر شد، سعی کردند که با کلیسا مبارزه کنند.

عتیقه زیرخاکی گنج