• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عده اي عقيده دارند که بعد از ۱۱ سپتامبر جهان عوض شده و مثل سابق نيست. در واقع بايد سياست جهاني دگرگون و با مفهومي نو همراه با تلاشهاي جديد و منطبق با توقعات کنوني دنيا ارائه گردد.
هدف از اين اظهار نظر کوتاه ارائه‏ي خطوط اصلي و دگرگوني سياست قبلي و پيشنهادات جديد سياسي است که منطبق با توقعات بوجود آمده بعد از چالش هاي ناشي از پيامد هاي واقعه ي ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ميلادي است. طرح اوليه ي کارهاي انجام شده اصولي را که باعث ايجاد تلاش هاي جديد خواهد شد مشخص کرده و مقاله با ياد آوري مختصري مربوط به تحليل سياست جهاني خاتمه خواهد يافت
مفهوم کلي سياست جديد
حدود چهل سال بعد از جنگ دوم جهاني سياست بين المللي مبتني بر اصل مناقشات شرق و غرب و به دو بلوک مخالف تقسيم شده بود . اين دوگانگي و اين دو قطب بودن سياسي فرصت بر رسي موقعيت مناقشات دو جانبه را بگونه اي بوجود مي‏آورد که هر دسته و گروه جهاني در يکي از دو قطب جاي ميگرفت.
اگر گروهها و يا کشورهائي سعي ميکردند قدرت سومي خارج از دو بلوک بوجود بياورند به اتهام اينکه براي يکي از گروههاي ابر قدرت کار ميکنند و يا اينکه متهم به کمونيست بودن و يا طرف داري از کاپيتاليسم مي شدند و بالا خره جذب يکي از دو ابر قدرت مي گرديدند که بيشترين گرايش بسوي گروههاي چپ بود . 

بنابراين سياسي بودن مستلزم تجزيه و تحليل مسائل روز مره زندگي مردم بعنوان علائم نشان دهنده ي يک منطق و يا يک استراتژي عقلاني بود که حتي با تخرتب کردن مسائل اقتصادي ايدئو لوژيکي و در صورت لزوم نظامي منجر به غلبه بر حريف مقابل ميشد. در واقع زمينه ي برتر بر نامه ريزي هاي عقلاني با يک واقعيت عيني و مردمي بود که در آن محاسبه استراتژيک منبع رهنمود ها ميشد. دنيا ئي که کاملا بطرف سکولاريسم پيش ميرفت و دين و احساسات، حق مداخله و اظهار نظر نداشت و کاملا در قلمرو خصوصي و فردي بود. 
عقيده ي عمومي بر اين بودکه نه چندان دور مفهوم دنياي سکولار گسترش وبر تفکرات قومي و سياسي ساکنين کره ي زمين فائق گردد. سقوط رژيم شاه در ايران و انقلاب اسلامي سال ۱۹۷۹ تمام تفکرات و بر نامه ريزي هاي قبلي را مورد بحث قرار داد ولي بزودي افکار عمومي متوجه مفهوم قديم سياسي در باره ي يک نوع بحث فلسفي ممکن بر مبناي عقل گرديد و از ماورالطبيعه و دين هم کمک نگرفت. 

عقيده‏ي عمومي بعد از حل دوگانگي ايدئولوژيکي بين دو ابر قدرت بر اين بود که صلح بر روي کره ي زمين سايه افکنده و دنيا بنا بعقيده ي مارشال مک لوهان بصورت ” دهکده ي جهاني ” در آمده که در آن هماهنگي و تفاهم بين انسانها بوجود خواهد آمد. ولي سقوط ديوار برلن در سال ۱۹۸۹، اعلام فسخ پيمان ورشو و کمي بعد فروپاشي اتحاد جماهير شوروي غير منتظره بود و بقول فرانسيس فوکو ياما پايان تاريخ را رقم نزد بلکه دنيا را وارد مرحله ي جديد تري کرد . بايستي قبول کرد که دنياي بدون ايدئولوژي اختلافات زيادي را تحمل کرد و کاپيتاليسمِ فاتح و بازار جهاني در حال گسترش، در برابر عاملان ديگر همچون بنياد گرايان مذهبي(مارتن مارتي و اسکات آپولي) در مناقشه بود و يا بقول ساموئيل هانتينگون با “برخورد تمدنها” متوسل به مکتب هاي ديني براي دسته بندي انتقاداتشان شد .
بازکشت به دين و اديان از سالها قبل شروع و منتظر زمان بود. واقعه ي ۱۱ سپتامبر دنيارا متوجه کرد تا دوباره در باره ي مفهوم سياسي آن تأمل کند. 

گفتگو” با ” و” بين” اديان به متخصصين رده ي بالاي سياسي محدود نشده بلکه براي هر انسان سياسي کار برد خواهد داشت زيرا سياست جديد اجازه نخواهد داد که فقط عقل و منطق بر آن حاکم باشد . بر عکس سياست جديد بايد در باره ي دين و پيروان آن مطلـع شود تا بهـتر بتوانــد در زمينه هاي سياسي آن فعاليت کنـد. بنظـر مي رسد کـه يونسکو ميتواند مرکز ملاقاتها و عمليات ايده آل براي گفتگو بين اديان و تمدن ها باشد تا بتواند با نتيجه گيري از توقعات و آرزوهاي آنها به سازمان ملل متحد که در واقع مجمع سياست جهاني است گزارش دهد. سياست جديد بايد يونسکو را وادار کند تا اعمال و حرکات سياست جديد را دسته بندي کرده و خطوط اصلي آنرا مشخص نمايد . 

تلاش هاي جديد سياسي
سياست جديد جديد جهاني براي شروع گفتگو “با” و “بين” اديان بايد سعي کند به سه هدف اصلي برسد : توقعات قضاوت و داوري . فلسفه ي اخلاق جهاني . تعليم و تربيت و آموزش عدم خشونت 

توقعات قضاوت و داوري
تجزيه و تحليل هاي مختلفي که بدنبال سوء قصد ها بدست تروريست ها ي اسلامي انجام گرفته نشان ميدهد که اين اعمال از محروميت ها، احساس خواري و شرمساري و خشم و انتقام نشا”ت ميگيرد و بنظر آنها تنها راه مبارزه از بين بردن و خسارت زدن به رقيب است.توقعات محلي، منطقه اي و جهاني آنها در توضيع عادلانه ي سرمايه ها، منافع ملي ، عدالت اجتماعي و دادگستري و شرکت در تصميم گيري هاي عيني براي وضع بهتر و مناسب تر محرومين ، فقرا و حاشيه نشينان جامعه است که در واقع بخاطر آنها مبارزه ميکنند.
اگر در اين باره فکري نشود نعداد کساني که متوسل بزور ميشوند و يا کسانيکه از زندگي نامناسب رنج مي برند وکسانيکه به نيابت ازآنها دست به ترور هاي مسلح و يا يک نوع اعتراض شديد مي زنند زياد خواهد شد.

بنا به عقيده ي متخصصين، بنياد گرايان مذهبي در اغلب موارد به همان اعمالي دست مي زنند که سابقا آمريکائي ها و متحدين اروپائي آنها در جهان اسلام بنام کمونيسم و يا سوسياليسم با آنها مبارزه ميکردند، در صورتيکه در حال حاضر به دين متوسل ميشوند تا اتهامات و انتقادات آنهارا دسته بندي کنند. اين دگر گوني ظاهري موقعيت جديدي را منعکس ميکند.
در اينکه تئوري مارکسيست بر مبناي مبازه ي طبقاتي اجتماعي پايه گزاري شده بود و هميشه بعنوان مثال مسئله ي استثمار گر و استثمار شده و نابرابري هاي اجتماعي ذکر ميشد، ترديدي نيست. توضيح فوق با واقعيت موجود مطابقت ندارد زيرا گودالي که بين طبقات استثمار گر و حاشيه نشينان و طرد شدگان اجتماع و جود دارد روز بروز عميق تر و بزرگتر ميشود بدون اينکه فرصت فعاليت هاي اجتماعي به گروه استثمار شده داده شود. طبقات محروم و حاشيه نشين يا در واقع استثمار شده هيچ وسيله اي براي جنگ با قدرت ها براي در يافت حق و منافع خودشان در اختيار ندارند و فقط اتهامات اخلاقي براي آنها در جهان باقي ميماند و همچون گذشته مدافعي بنام کمونيسم هم ندارند. بعد از جريانات سالهاي ۱۹۹۰ کاپيتاليسم جايگزين و يکه تاز ميدانهاي سياسي و اقتصادي شد . 

در چنين موقعيتي اديان و بخصوص اسلام به کمک محرومين، حاشيه نشينان و طرد شده گان اجتماع بر خواسته و سخنگوي آنها شد و صدايش را بلند کرد تا بگوش جهانيان برساند که اين نوع حيات از ديد گاه عدالت اجتماعي و از ديدگاه رسالت انساني قابل توجيه نيست . رسالت انساني اينکه بنا به آيه ي ۳۰ از سوره ي بقره ” نايب خدا” برروي زمين و در تورات در آيه ي ۶ از گفتار اول هم ” نقش و تصوير خداوند” است.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

حادثه فرو ريختن دو ساختمان مرکز اقتصادي امريکا که از بزرگترين ساختمان هاي جهان بودند توسط قران کريم در ۱۴۰۰ سال قبل پيش بيني شده است.
اين پيش بيني مربوط به کلمه اي است به نام (جرف هار) که هم اکنون به تفسير آن مي پردازيم:
ماه نهم ميلادي ماه سپتامبر است و  اين کلمه نيز در سوره نهم قران کريم قرار دارد.(سوره توبه)
همانطور که ميدانيد اين ۲ ساختمان ۱۰۹  طبقه بوده اند و اين کلمه در ايه ۱۰۹ سوره توبه قرار دارد.
در روزهای پس از این واقعه، دستگاه خبری و تبلیغاتی ایالات متحده چنان هیاهویی راه انداخته و تروریست‌های القاعده را مسئول این حمله دانسته بودند، که افکار عمومی فرصت تفکر درباره چند و چون این ماجرا پیدا نکرده است. 
تاکنون در ارتباط با ساختگی بودن ماجرای ۱۱ سپتامبر، اسناد زیادی رو شده و فیلم‌های مستند زیادی هم تهیه شده است. پروفسور «دیوید ری گریفین» نیز یکی از این محققان و اندیشمندان است که با نگارش کتاب «از قلم افتاده‌ها و با قلم اضافه شده‌های کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر»، ۱۱۵ دلیل در مورد ساختگی بودن این ماجرا ارائه می‌کند که در اینجا، شماری از مهم‌ترین آنها را ازنظر می‌گذرانیم. 
سرویس خارجی
کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر که از سوی مقامات واشنگتن درصدد کشف علل واقعه برآمد، موارد زیر را از قلم انداخت. این درحالی است که اسناد صحت آنها را تأیید می‌کند. 
۱- حذف این مدرک که حداقل شش هواپیماربا هنوز زنده هستند. نام یکی از آنها «ولید الشهری» است. او قبل از این که پرواز UA11، برج شمالی مرکز تجارت جهانی را ویران کند، توسط کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر متهم به قتل مهماندار UA11 بوده است. (صفحات ۱۹-۲۰)
۲- حذف مدارک مربوط به «محمد عطا» که نشان می‌داد او گرایشی به الکل، گوشت خوک و.‌.‌. داشت. درصورتی که مشخصات این فرد با اسناد کمیسیون تحقیق ریاست‌جمهوری کاملاً در تضاد است، چون کمیسیون مدعی است، این شخص یک متعصب مذهبی بوده است. (صفحات۲۰-۲۱)
۳- بی‌نظمی مغرضانه اطلاعات به‌گونه‌ای است که نشان ندهد «هانی هانجور» خلبانی حرفه‌ای نبوده که بتواند یک هواپیمای مسافربری را برای ویران کردن پنتاگون به آن نقطه ببرد. (صفحات۲۱-۲۲)
۴- حذف این واقعیت که در هیچ‌کدام از فهرست‌های پرواز نام یک عرب دیده نمی‌شود. (صفحه۲۳)
۵- حذف این واقعیت که تاکنون هیچ آتش‌سوزی، چه قبل از ۱۱ سپتامبر و چه بعد از آن، منجر به فرو ریختن کامل یک ساختمان با یک اسکلت فولادی نشده است. (صفحه۲۵)
۶- حذف این واقعیت که آتش‌سوزی برج‌های دوقلو در مقایسه با موارد مشابه آنقدر هم وسیع، شدید و طولانی نبوده که منجر به نابودی همه ساختمان شود. در سایر آسمان‌خراش‌های آمریکا با همین ساختار فولادی نیز چنین اتفاقی نیفتاده است. (صفحات ۲۵-۲۶)
۷- با فرض اینکه تخریب کامل ساختمان به خاطر آتش‌سوزی باشد، چرا برج جنوبی که بعد از برج شمالی هدف قرار گرفته و کمتر در معرض شعله‌های آتش قرار داشته، زودتر از برج شمالی فرو ریخته است؟ (صفحه۲۶)
۸- حذف این واقعیت که ساختمان شماره هفت مرکز تجارت جهانی نیز در این ماجرا فرو ریخت. ساختمانی که هیچ هوایپمایی با آن برخورد نکرد و فقط در معرض چند شعله‌ای کوچک آتش قرار داشت. اتفاقی که آژانس فدرال بررسی شرایط فوری آن را تائید کرد، اما نتوانست توضیحش دهد. (صفحه۲۶)
۹- حذف این واقعیت که فرو ریختن برج‌های دوقلو و ساختمان شماره هفت، حداقل از ۱۰ منظر بیانگر یک تخریب کنترل شده است. (صفحات ۲۶-۲۷)
۱۰- این ادعا که مرکز اسکلت هر یک از برج‌های دوقلو به شکل یک چاه فولادی توخالی است، و در همان‌ حال، انکار این موضوع که ۴۷ ستون متراکم فولادی مرکز هر برج را تشکیل می‌دهند. همچنین براساس نظریه سرهم‌بندی طبقات و با این شرایط معماری، برج‌ها می‌بایست هنگام فروریزی، بیش از ده‌ها متر رو به آسمان پابرجا می‌ایستادند نه اینکه با خاک یکسان شوند. (صفحات۲۷-۲۸)
۱۱- حذف صحبت‌های «لاری سیلورستاین»، مالک مرکز تجارت جهانی مبنی بر اینکه او تصمیم گرفته بود با هماهنگی آتش‌نشان‌ها ساختمان شماره هفت را خراب کند. (صفحه۲۸)
۱۲- حذف این واقعیت که فولاد ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی به سرعت از صحنه واقعه خارج شده و قبل از اینکه بتوان برای آشکار کردن اثرات انفجار، بررسی‌هایی روی آنها انجام داد، توسط کشتی‌هایی به مقصدی ناشناخته حمل شدند. (صفحه۳۰)
۱۳- حذف این واقعیت که ساختمان شماره هفت، قبل از فروریختنش تخلیه شده بود و همین موضوع، دلیل رسمی قرار گرفت برای خارج کردن فولادهای این ساختمان. درصورتی که امکان داشت تعدادی هنوز زیر آوار زنده باشند. (صفحه۳۰)
۱۴- حذف صحبت‌های شهردار «جولیانی» مبنی بر اینکه پیش‌بینی شده که مرکز تجارت جهانی ویران خواهد شد. (صفحات ۳۰-۳۱)
۱۵- حذف این واقعیت که «ماروین بوش» (برادر رئیس‌جمهور) و «ورت واکر» (پسر عموی رئیس‌جمهور) هر دو رئیس بخش امنیت مرکز تجارت جهانی بودند. (صفحات۳۱-۳۲)
۱۶- حذف این واقعیت که بخش تخریب شده غربی پنتاگون، به دلایل گوناگون فاقد ارزشی برای حملات تروریستی القاعده است. (صفحات۳۳-۳۴)
۱۷- حذف هرگونه مباحثه‌ای برای تعیین کردن اینکه آیا خرابی‌های پنتاگون با برخورد یک بوئینگ ۷۵۷ که بیش از صدها کیلومتر بر ساعت سرعت داشته، همخوانی دارد؟ (صفحه۳۴)
۱۸- حذف این واقعیت که بعضی از عکس‌ها نشان می‌دهند نمای بخش غربی پنتاگون ۳۰ دقیقه بعد از برخورد هواپیما فروریخته و همچنین سوراخ ایجاد شده بسیار کوچکتر از اندازه یک بوئینگ ۷۵۷ می‌باشد. (صفحه۳۴)
۱۹- حرف هرگونه شواهد بحث برانگیزی درباره وجود یا نبود تکه‌پاره‌های هواپیمای بوئینگ ۷۵۷ در داخل یا خارج از پنتاگون. (صفحات ۳۴-۳۶)
۲۰- انجام نشدن هیچگونه بحثی درباره مشخص کردن اینکه آیا پنتاگون مجهز به سیستم دفاع ضدموشکی برای سرنگون کردن هواپیمای مسافربری تجاری نبوده است؟ درصورتی که کمیسیون تحقیق مدعی شده بود که تروریست‌های القاعده به مرکز هسته‌ای پنتاگون حمله نکرده بودند، چون که آنها این بخش را محافظت شده می‌پنداشتند. (صفحه۳۶)
۲۱- حذف این واقعیت که تصاویر موجود از دوربین‌های مراقبت به ویژه آنهایی که از ایستگاه خدمات روبه‌روی پنتاگون گرفته شده و همچنین فیلم این تصاویر که بلافاصله بعد از برخورد هواپیما به وسیله اف. بی. آی مصادره شد، بی‌شک می‌تواند پاسخ معمایی باشد که چه چیزی به پنتاگون برخورد کرده است. (صفحات۳۷-۳۸)
۲۲- حذف نامه‌نگاری «دونالد رامسفلد»، وزیر دفاع آمریکا معطوف به این جمله «یک موشک [استفاده شده] برای تخریب کردن [پنتاگون].» (صفحه۳۹)
۲۳- چرا مأموران سرویس مخفی آمریکا به بوش اجازه دادند، در مدرسه «ساراسوتا» حضور داشته باشد، درحالی که براساس نسخه رسمی کمیسیون تحقیق امکان داشت هواپیمایی که از مسیرش منحرف شده، به این مدرسه برخورد کند. 
۲۴- ناتوانی در مشخص کردن اینکه چرا مأموران مخفی آمریکا برای محافظت هوایی از هواپیمای ریاست‌جمهوری، هیچ درخواستی نداده‌اند. 
۲۵- اظهاراتی که نشان می‌دهند، وقتی همراهان رئیس‌جمهوری به مدرسه ساراسوتا رسیدند، هیچ‌کدام از آنها خبر نداشتند تعدادی هواپیما از مسیر هوایی خود منحرف شده‌اند. (صفحات۴۷-۴۸)
۲۶- حذف گزارشی که براساس آن، «جان اشکرافت» وزیر دادگستری، قبل از ۱۱ سپتامبر اعلام کرد دیگر از خطوط هوایی تجاری استفاده نشود. (صفحه۵۰)
۲۷- حذف اظهارات «دیوید شیپر» که بیهوده تلاش می‌کرد تا بر مبنای اطلاعات افسران اف. بی.‌آی درمورد حملات احتمالی جنوب منتهن، داده‌ها را شش هفته قبل از وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر در اختیار وزیر دادگستری قرار دهد. (صفحه۵۱)
۲۸- حذف هرگونه اظهارنظرهای مأموران اف. بی. آی که پیش از این اعلام کرده بودند درمورد زمان و مکان هر حمله تروریستی اطلاع کافی دارند. (صفحه۵۱-۵۲)
۲۹- پایین آمدن غیرمعمول حجم خرید کالاها قبل از ۱۱ سپتامبر نمی‌تواند تائیدی بر این باشد که خریدکنندگان پیش از این نسبت به حملات برج‌های دوقلو مطلع بودند. (صفحات۵۲-۵۷)
۳۰- حذف گزارش‌هایی که براساس آنها، ویلی براون شهردار سان‌فرانسیسکو و چند تن از مسئولان پنتاگون هشدارهایی دریافت کرده‌اند که در روز ۱۱ سپتامبر از هیچ هواپیمایی استفاده نکنند. (صفحه۵۷)
۳۱- حذف گزارشی که مبنی بر آن «اسامه‌بن‌لادن» به عنوان تحت تعقیب‌ترین مجرم ایالات متحده، در ژوئیه ۲۰۰۱ توسط یک دکتر و بیمارستان آمریکایی در دبی درمان شد و در آنجا با مأمور محلی سیا ملاقات کرد. (صفحه۵۹)
۳۲- حذف مقاله‌هایی که ادعا داشتند، ارتش آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر، عامدانه اسامه‌بن‌لادن را فراری داده است. (صفحه۶۰)
۳۳- حذف گزارش‌هایی که شامل ملاقات رئیس سرویس اطلاعات عربستان سعودی با اسامه‌بن‌لادن در بیمارستان دبی است. درصورتی که این گزارشات با نسخه رسمی کمیسیون تحقیق مبنی بر اینکه بن‌لادن از طرف خانواده و کشورش طرد شده کاملاً در تناقض است. 
۳۴- حذف گزارش‌های «جرالد پوسنر» براساس شواهد «ابوزبیده» که بیان می‌داشت، سه عضو از خانواده سلطنتی عربستان سعودی برای القاعده سرمایه‌گذاری می‌کنند و اطلاعات قبلی درمورد حملات ۱۱ سپتامبر داشتند. (صفحات۶۱-۶۵)
۳۵- تکذیبیه کمیسیون تحقیق درباره مدارکی که نشان می‌داد، سعودی‌ها بودجه مالی القاعده را تأمین می‌کردند. (صفحات۶۵-۶۸)

عتیقه زیرخاکی گنج