• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توليد ناب نشأت گرفته از تحقيق جيم ووماك ، دان جونز و دان روس ، سه مدير ارشد (IMVP) *  است . اين پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند كه موفقيت در تحقيقاتشان اساساً مي تواند مرهون ۶ عنصر باشد كه عبارتند از : جامعيت ، تخصص ، جهان نگري ، استقلال ،‌ دسترسي به صنعت و پس خوراند پيوسته (continuous feedback) . آنها مديران كارخانه ها را متوجه ساختند كه ارزشندترين كمك آنها پول نيست بلكه زماني است كه مديران شركتهاي آنها براي پاسخ دادن به سؤالاتشان اختصاص مي دهند.
بعد از ۵ سال تفحص محققان دربارة تفاوتهاي ميان توليد انبوه و توليد ناب در يك صنعت به اين نتيجه دست يافتند كه اصول توليد ناب ، مي تواند به طور مساوي در سرتاسر جهان و در هر صنعتي به كار گرفته شود و نيز رفتن به سمت توليد ناب تأثير عميقي بر جامعه انساني به جاي خواهد گذاشت ،‌ يعني به راستي جهان را تغيير خواهد داد . همانطور كه از اسم توليد ناب بر مي آيد بزرگترين مزيت آن بر توليد انبوه ،‌ ناب بودن آن است . بدين معني كه با توجه به مشكلات كه از آن جمله اتلافات در تمامي زمينه ها در توليد انبوه است ، را ندارد . اين همان اكسيري است كه ژاپني ها براي وارد شدن به بازار جهاني و رقابت با بزرگترين توليد كنندگان غربي به كار گرفته اند.
ايده‌هاي بنيادي توليد ناب ، ايده هاي جهاني هستند و هر كس در هر كجا مي تواند آنها را به كار گيرد و چه بسيار شركتهاي غير ژاپني كه تاكنون آنها را فرا گرفته اند . و اين موضوع وقتي اهميت خود را پيدا مي كند كه بدانيم ويژگيهاي خاص جامعة ژاپني نظير ميزان پس انداز بالا ، با سوادي تقريباً عمومي ،‌ جمعيت همگن ، تمايل به ارجح دانستن نيازهاي گروهي به خواسته هاي فردي ( امري كه همواره مدعي آن هستند ) و تمايل و حتي آرزوي ساعت كار طولاني بر خلاف برخي كه آنها را رمز موفقيت ژاپني ها مي دانند نكته پيروزي نيست بلكه اينها در درجة دوم اهميت كا رهستند . 
امروزه ، پي در پي مي شنويم كه جهان با بحران اضافة‌ ظرفيت بسيار رو در رو است ، مديران برخي صنايع اين اضافه ظرفيت را به اندازه ‌۸ ميليون واحد ،‌ اضافه بر فروش كنوني در جهان ، كه حدوداً ۵۰ ميليون واحد است، تخمين زده اند . در واقع اين بحران به خطا بحران اضافه ظرفيت ناميده شده است . واقعيت اينست كه جهان با كمبود بسيار ظرفيت رقابتي توليد ناب و اشباع ظرفيت غير رقابتي توليد انبوه مواجه است . اين بحران ناشي از آنست كه توليد ناب موجوديت توليد انبوه را در مخاطره افكنده است . اكنون بسياري از شركتهاي  غربي توليد ناب را درك كرده اند و دست كم يك از آنان در راه معرفي آن خوب پيش رفته است . با اين همه تحميل روشهاي توليد ناب به سيستمهاي موجود توليد انبوه ، به وخامت و بي نظيم اوضاع مي افزايد . وقتي بحران حيات ، توليد كننده را تهديد نمي كند ، تنها پيشرفت محدودي ممكن است.*
در كشور ما جالبترين نمونه ، شركت ايران  خودرو است . كه به نوعي در خواب فرو رفته و قدرت رقابت را در زماني كه ناچار به رقابت شود ، ندارد و يا همين شركت پارس الكتريك ، كه شما در حال حاضر مي بينيد كه در بازار يك تلويزيون ۲۱ اينچ سامسونگ حدوداً ۱۸۰ هزار تومان قيمت دارد در حاليكه يك تلويزيون معمولي ۲۱ اينچ پارس حدود ۱۵۰ هزار تومان قيمت دارد و وخامت موضوع  زماني مشخص مي شود كه شما كارايي دو محصول را چه از لحاظ خدمتي كه به شما مي رساند و چه از لحاظ كيفيت با هم مقايسه  كرده و جنبه هايي از قبيل ماليات كشور كره براي تلويزيون يا هزينه حمل و نقل و از همه مهمتر تعرفه گمرك ايران و همچنين به اصطلاح چند دست گشتن زير دست دلالها را به اضافه سود فروشنده در نظر بگيريد . پس به نظر مي رسد اختلاف قيمت ۳۰ هزار توماني نه تنها نتيجه قدرت رقابت ما نيست بلكه ضعف ما را در اين زمينه نشان مي دهد . 
توليد ناب چيست ؟ شايد بهترين راه براي توصيف اين سيستم نوين توليد ،‌ مقايسة آن با توليد دستي و توليد انبوه باشد يك توليدگر دستي ( Craft producer ) از كارگران بسيار ماهر و ابزارهاي ساده اما انعطاف پذير استفاده مي كند تا دقيقاً آنچه را كه مشتري مي خواهد بسازد . يعني يك واحد در يك زمان. پس اين شيوة توليد بسي گرانتر از توان خريد اكثريت ما است . توليدگر انبوه ( mass producr ) در طراحي محصولات از متخصصين ماهر استفاده مي كند ، اما اين محصولات توسط كارگران غير ماهر يا نيمه ماهري ساخته مي شوند كه ماشين آلات گران و تك منظوره را هدايت مي كنند . اين محصولات همشكل ماشيني ، در حجم بسيار بالا توليد مي شوند . و چون ماشين آلات مورد نياز بسيار گرانند و نيز در مقابل اختلال ،‌ بسيار كم ظرفيت ، توليدگر انبوه  ناگريز است محافظيني  ( buffers) به سيستم اضافه كند، تا يكنواختي روند توليد را بيمه كند، محافظيني نظير موجودي اضافي( extra supples ) ، كارگران اضافي و فضاي اضافي . از آنجا كه توليد محصول جديد محتاج تغيير كل سيستم است ، بسي گرانتر از محصول قبلي خواهد شد. از اين رو توليدگر انبوه تا جايي كه ممكن باشد ،‌ از نوآوري در طرح خودداري مي كند. نتيجه اينكه محصول ، به قيمت از دست رفتن تنوع و به دليل روشهاي كاري كه براي كاركنان ملال‌آور و فاقد روح است ،‌ ارزانتر در اختيار خريدار قرار مي گيرد. 
آيا تا‌بحال از خود سوال كرده ايم كه چرا در شركت پارس الكتريك چندين سال است كه از pcboard هاي تكراري در ساخت تلويزيونهاي به ظاهر متفاوت نظير CM905s استفاده مي شود. كه بنده بعداً در بخش SPC مشكلات آنرا يادآور مي شوم . در مقابل، توليدگر ناب ( Lean producer ) مزاياي توليد دستي و توليد انبوه را با يكديگر تلفيق كرد و از قيمت بالاي اولي و انعطاف ناپذيري دومي اجتناب مي كند . بنابراين توليدگر ناب ،‌ براي توليد محصولات بسيار متنوع ، افرادي را از همة‌ سطوح سازماني و با مهارتهاي مختلف گرد مي آورد و به صورت گروهي به كار مي گيرد ،‌ و نيز از ماشين آلاتي استفاده مي كند كه هم به طور فزاينده خود كار هستند و هم بسيار انعطاف پذير. توليد ناب از اين رو ( ناب ) ناميده مي شود كه در مقايسه با توليد انبوه ، هر چيز را به ميزان كمتر مورد استفاده قرار مي دهد ، اين شيوه توليد، نيروي انساني موجود در كارخانه ، فضاي لازم براي توليد، سرمايه هايي كه صرف ابزار آلات مي شود ، نيروي مهندسي لازم براي بوجود آوردن محصول جديد و زمان مورد نياز براي ساخت محصول جديد ،همه و همه رابه نصف تقليل مي دهد . همچنين در توليد ناب موجودي( inventory ) مورد نياز به كمتر از نصف مي رسد ،‌ عيب ها بسيار كمتر مي شود و محصولات با تنوعي فزاينده توليد مي شوند . 
شايد در خور توجه‌ترين تفاوت ميان توليد انبوه و توليد ناب ،‌ تفاوت در اهدف نهايي اين دو باشد ، توليد گران انبوه هدف محدودي را براي خود قرار داده اند، و 
آن همانا ( به اندازة كافي خوب بودن ) است . عبارتي كه مي‌تواند به اين صورت تعبير شود:
شمار قابل قبول عيبها ،‌ بيشترين سطح قابل قبول براي موجودي و گستره معيني از محصولات يكسان.  در واقع استدلال آنها چنين است كه كار بهتر ، يا بيش از اندازه گران مي شود يا فراتر از حد استعداد ذاتي انسان است . در سوي ديگر ،‌ نگرشهاي توليد گران ناب بر كمال مبتني است ،‌ يعني نزول پيوسته قيمتها ، به صفر رساندن ميزان عيوب*،  به صفر رساندن موجودي ، و تنوع بي‌پايان محصول . البته هيچ توليدگر نابي تاكنون به اين سرزمين موعود نرسيده است . و چه بسا هرگز نرسد،  اما ميل هميشگي  به كمال تا ايجاد تغييرات حيرت آور تداوم مي‌يابد . در توليد ناب هدف اين است كه همة افراد ، در هر رده سازماني ( مسئوليت ) بپذيرند . و مراد از واژة مسئوليت همانا (آزادي در مديريت كار خودش ) است و اين امتياز بزرگي است . در مطالعه توليد و اجراي سيستم SPC در شركت پارس الكتريك وقتي با برخي از اپراتوران و كارگران با تجربه قسمتهاي مختلف هم كلام مي شدم  مي يافتم كه اين نياز را كه همان انتقال مسئوليت به آنها بود ، تا در بوجود آوردن محصول بهتر مبادرت ورزند ،‌ را طلب مي كنند ولي با اينكه خود آنها اين موضوع را از مديرانشان خواستار شده بودند ولي با بي توجهي آنها مواجه شدند و با بي ميلي بيشتري از گذشته سر كارشان حاضر مي شدند. 
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر

سیر تحولات جهانی به سمت دستیابی به تکنولوژی نوین و فن آوری برتر در ارائه محصولات و خدمات ، اهمیت کیفیت و لزوم توجه به آن را اجتناب ناپذیر نموده است . امروزه دیگر پرداختن به مقوله کیفیت یک مزیت رقابتی نیست بلکه پاسخگویی به یک نیاز حیاتی است . 

سیر تحولات جهانی به سمت دستیابی به تکنولوژی نوین و فن آوری برتر در ارائه محصولات و خدمات ، اهمیت کیفیت و لزوم توجه به آن را اجتناب ناپذیر نموده است . امروزه دیگر پرداختن به مقوله کیفیت یک مزیت رقابتی نیست بلکه پاسخگویی به یک نیاز حیاتی است . افزایش آگاهی افراد، لزوم نوآوری در فن آوری ، جهانی شدن کسب و کار، افزایش رقابت و رشد فزاینده نیازهای جامعه از جمله عواملی است که عرصه را بر مدیران و مجریان شرکتهای تولیدی و خدماتی تنگ نموده و آنان را مجبور به توجه روز افزون به بحث کیفیت محصولات و خدمات نموده است. یکی از ابزارهایی که امروزه بعنوان یک روش سیستماتیک ، جهت بکارگیری منسجم از ابزارهای مختلف کیفی، در جهت رسیدن به سطح کیفیت عالی مورد استفاده قرار می گیرد متدولوژی شش سیگما می باشد.


عتیقه زیرخاکی گنج